ببینید هر جایی زیبایی های خودشو داره و ایده های افراد متفاوته ما تور ترکیه مونو اینجوری بستیم 5 روز قبرس و 5 روز استانبول که خیلی هم خوش گذشت .و اما توضیحات تور: ببینید ما همیشه برای سفرهامون دو تا کاندیشن برنامه ریزی می کنیم نصف سفر را یک مکان تاریخی در نظر میگیریم و نصف سفر را یک مکان کنار دریا و طبیعی و خلاصه از مکان تاریخی ما استانبول را انتخاب کردیم که بعد از رفتن متوجه شدیم جزو 4 شهر زیبای دنیاست و واقعا که درست بود و یکی از ارزوهای من اینه که یک بار دیگه استانبول را از نزدیک ببینم.و انتخاب مکان تفریحی طبیعی دوم از بین مارماریس ، کوشی اداسی ، انتالیا ، بدروم که همه در ترکیه بودند ما ترجیح دادیم ساحل قبرس را انتخاب کنیم . به 3 دلیل با یک تیر دو نشان میزدیم یعنی دو تا کشور را میدیدیم و دوم اینکه ساحل قبرس هم بسیار زیباست و بنابراین از اب و هوای کنار دریا استفاده میکنیم و کلا من ترجیح می دم جاهایی برم که ایرانیها کمتر باشن و با اینکار عده ای که میان برای کارهای ناجور و همش حواسشون به بقیه است که حالا فلانی ایرانیه و........و حتی بعضیهاشونم عکس میگیرن یواشکی که خودم تو دبی می دونم خیلی ها این کاره ان خلاصه ترجیح دادیم بجای انتالیا که فول آف ایرانیه قبرس را انتخاب کنیم .
پس ما تور را جوری بستیم که اول رفتیم با پرواز به فرودگاه اتاتورک و از همونجا 1 ساعت بعد پرواز قبرس بود و بعد از 5 روز با پروازبرگشتیم استانبول و 5 روز هم استانبول بودیم که کلا سفر استثنایی بود .
قبرس
:
و اما از قبرس شباهت زیادی بین قبرس و کیش است ولی فرض کنید که اون اب و هوای کیش در اروپا باشه اقا تکنولوژی و زیبایی و ارامش حرف اول را میزنه همه چیز مدرن و اروپایی بود هتل های زیبا و قلعه و کلیساهای قدیمی که نشان از جنگ عثمانی و مسیحیان داشته است در بیرون شهرهای قبرس یه چشم میخورد و بمحض ورود به داخل شهرها مدرنیته حرف اول را میزد مالهای زیبا و خیابانهای پر از ماشینهای عالی و اخرین سیستم و مردم مهربان و ارام و دانشگاه نیکوزیا که راننده تاکسی می گفت تعداد زیادی ایرانی داخلش تحصیل می کنن و البته شبها قمار ....... بانکهاشون خلوت و خیلی ارام چون برای چنج پول مجبور بودیم برویم بانک و اونجا با سیستم بانکیشون هم اشنا شدیم . جالبه بدونین که کل قبرس را میشه در دو روز با ماشین گشت و جزیره کوچکی است و ما یکی از روزها را با یک شرکت توریسیتی قرارداد بستیم .

صبح ماشین ون برای ما 3 نفر فرستادن فقط ما 3 نفرکولر دار و خیلی راننده و لیدر خوبی داشت .با اون لیدر ما کل قبرس را گشتیم و ناهار را جاتون خالی در شهر کایرنیا خوردیم در کنار ساحل و این شهر کایرنیا از یک نظر خیلی جالب بود و اون این بود که یک خلیج داشت و همه پولدارهای کشور های اطراف با قایقهای تفریحی انچنانی اونجا لنگر مینداختند و شبها بزن و بکوب و صفا بود و اونجا منو یاد موناکو میندازه البته من موناکو نرفتم تو فیلم دیدم .....خلاصه غذای کنار اون خلیج بسیار استثنایی بود و جالبه اونجا وقتی غذا میارن اول از همه یک سینی میارن که توش 10 تا 20 تا کاسه کوچولو است و تو هر کاسه یک چیزی از زیتون تا سیبزمینی و ترشی وکرفس و ........که خودشون به اون سینی میگن مزه .......خلاصه غذاهای دریایی اونجا رو امتحان کنین خیلی عالیه .اینم چند تا عکس از کایرنا







پارک ابی خیلی زیبایی هم نزدیک شهر لفکوزا بود که خیلی هم زیباست ولی ما چون وقت نداشتیم نتونستیم بریم داخلش ولی از بیرون کلی بازدید کردیم و لذت بردیم . یک جای دیگه نزدیک شهر فاماگوستا بود که یک قلعه بسیار زیبا و قدیمی بود که طبقه بالاش را فروشگاههای صنایع دستی کرده بودند و طبقه پایین را رستوران و کافی شاپ و بار و خلاصه اونجا لیدر ما سفارش یک نوع شیرینی را داد که مثل همچی تو ایران بود و مثل همچی نبود یعنی شبیه قطاب و سمبوسه بود و از یک جهاتی نبود بخندید از این تفسیر من .....و با اب پرتقال زدیم به بدن خیلی خوب بود .
اینم عکس یکی از اون قلعه ها


یکی از جاهای دیگر قدیمی ترین کلیسای قبرس بود که در بیرون شهر فارماگوسا قرار داشت و چون روز یکشنبه بود ما رفتیم برای بازدید و متاسفانه یکی از خاطرات داغونم اینه که ما وقتی نزدیک شدیم از دور دیدیم ماشینهای پلیس قبرس با چراغهای گردان و کلی حالت امنیتی اونجا بودند و جلوی همه ماشینها را میگرفتند و وقتی فهمیدند که ما از ایران اومدیم و مسلمانیم اجازه ندادند که بریم و لیدر مون کلی زحمت کشید تا با یکی از پلیسها دوست از کار در اومدن و خلاصه با کلی پارتی بازی اجازه دادند ما بریم تو و اما چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از لیدر که پرسیدیم متوجه شدیم اینجا بارها مسلمانان بصورت چریکی به مسیحیان حمله کرده و بارها برخورد بوجود اومده بینشون و بخاطر همین از مسیحیان حفاظت میشد قابل توجه اینکه این کلیسا جزو معدود کلیساهایی بود که توسط دولت عثمانی تصرف و تبدیل به مسجد نشده بود .و بخاطر همین عده زیادی از مسیحیان هر یکشنبه میان این کلیسا و خلاصه ما زمان مراسم به لطف لیدر مون از این مراسم بازدید کردیم که خیلی هم جالب بود . خلاصه شرمنده شدم از بعضی مسلمانها که افراطی هستند و اسم بقیه مسلمانها را هم خراب میکنن .
بماند خلاصه در هتل ما امکانات زیر محیا بود اولا هتل 5 ستاره بود و یک استخر روباز بسیار زیبا و یک استخر سر پوشیده و ساحل با تفریحات ساحلی و سونا و اسپا و از همه جالبتر ترکیش بث یا حمام ترکی بود که خیلی باحال بود و ادمو پر کف میکردند میچرخوندند میچلوندن و میلغزوندن و میلیزوندن و از این می.... ها
اینم چندتا عکس از هتلمون در قبرس









رستوران هتل هم صبها و شبها کنار دریا غذا سرو میکرد که استثنایی بود و اون نسیم خنک رو هنگان غذا خوردن یادم نمیره در ضمن بوفه باز بود و ما صبحانه و شام را اینکلود کرده بودیم و ناهار را میرفتیم بیرون میخوردیم . جاتون خالی زمین تنیس داشت که با همسر و کوچولو رفتیم بازی و کر کر خنده بود کوچولو توپ جمع کن و ما دو تا هم تنیسور های حرفه ای که تو زمینهای بغلی از روش بازی ما کلی میخندیدند بیشترین ضربه مداومی که زدیم 7 ضربه بود اونم وقتی بازی تموم شد در حد سکته بودیم .میز پینگ پنگ و همینطور بیلیارد و اینترنت داخل لابی هم جزو فسیلیتی های هتل بود .
خلاصه هتل خودش برای پر کردن 4 تا 5 روز کافیه و حتی وقت کم میاری توش و بسیار ارامش بخشه .دو تا خاطره کوچولو هم تعریف میکنم که بحث قبرس را ببندیم.اول اینکه یک چیز جالب که تو این هتل بود شام شب در کنار دریا بود که من از یک قسمتش حال میکردم و اونم این بود که یک باربیکیو بزرگ بود و یک اشپز پشتش بود و یکسری ظروف روی میز چیده شده بود و انواع گوشت و ماهی و مرغ خام روش بود که میرفتیم یک بشقاب برمیداشتیم و هر نوع گوشتی که دوست داشتیم توش میذاشتیم و تحویل اشپز میدادیم و اون برامون همونجا کباب میکرد و میزان برشته شدن و انواع سس به دلخواه خودمون بود که ما اونجا 4 تا 5 کیلویی چاق کردیم جاتون خالی ......
و اما خاطره بعدی راجع به یک بعد از ظهر بود که ما و همسر و کوچولو برای قدم زدن اومده بودیم در محوطه هتل کهاز دور من دیدم یک عده روپوش سفید پوشیده و رو به دریا بودند و یک نفر هم روش به اونها یک چیزهایی میگفت و در ضمن یک کلاه هایی هم سرشون بود همسری به من گفت اینها چیکار میکنن منهم عقل کل گفتم احتمالا این یک کلاس و دوره اشپزی تو فضای ازاد برای سر آشپزها است و همسرم هم تایید که اره بیا بریم ببینیم چی درست میکنن خلاصه ما از پشت بهشون که نزدیک شدیم و کلی سرک کشیدیم و ناگهان انفجار خنده ما فکر میکنین چی بود کلاس اشپزی اره برای اون دنیا ......بابا اینها یکسری از یهودیان بودن که داشتن دعا میخوندن ولی خداییش اگه نزدیکشون نمیشدی فکر میکردیم با اون لباسها اشپز هستن خلاصه حدود 2 ساعت دعا خوندن و همش تکون میدادن خودشونو مثل مسلمونا که قران تلاوت میکنن خودشونو تکون میدن خلاصه بعد از اتمام دعا برای شام رفتن که ما هم شام اونجا تو بار بودیم و اینها بعد از شام و خوردن .... رفتند بلندگو را از خواننده گرفتند ( اخه اونجا هر شب کنسرت و موسیقی زنده خارجی بود ) شروع کردند زمانی که اون شب ما رفتیم خوابیدیم ساعت 3 شب بود و اینها خواندند و رقصیدندو شادی کردند کوچک و بزرگ حدود 40 تا 50 تایی بودند .واما اینکه اگه رو نقشه کره زمین نگاه کنید متوجه میشید که از ا.س.ر.ا.ی.ل. تا قبرس با کشتی 2 ساعت راهه و مرکز تفریحیشونه خلاصه ....
و اما قسمت بد سفر قبرس این بود که روزی که وارد قبرس شدیم در فرودگاه وایستاده بودیم برای چک پاسپورت که همسر جلوی من بود و جلوی ما یک افریقایی اوت با دمپایی ابری اونو ورود زدند رفت همسر که رفت بلافاصله گفتند برین تو اتاق افیسر و بعد هم منو و یک اتاق خالی فقط با یک دوربین و یک ساعت ما رو اونجا نگه داشتند همه رفتند و بعد ما و سه نفر دیگه رو شروع کردند بازجویی و فرم های زیادی که پر کردیم و تلفن به هتل که ما جا رزرو کرده بودیم و خلاصه فکر می کردند ما ممکنه بخواهیم اونجا بمونیم و دیگه برنگردیم برای همین کلی سین جین شدیم بخاطر چی چون ایرانی بودیم( این است اقتدار ملی ) بابا اعتبار مون تو کشوری مثل قبرس هم خدشه داره اونوقت وزارن امور خارجه ما قپز ناشتا میده ....بماند از ما که گذشت ....
خلاصه چون معطل شدیم ترانسفر فرودگاه رفت و ما مجبور شدیم با تاکسی از فرودگاه خودمون بریم و 100 دلار از مون گرفتند خلاصه عصبانی و اعصاب خورد اومدیم از فرودگاه بیرون و تاکسی گرفتیم راستی همه تاکسی های اونجا بنز 230 هستند و خیلی باکلاس خلاصه ساکها را با کمک راننده گذاشتیم تو صندوق عقب ماشین و رفتیم سوار شویم و من درب را باز کردم اومدم بشینم دیدم بابافرمون اینطرفه اومدم برگردم دیدم راننده پشت سرمه و راننده با همسر و کوچولو بخند و من کلی کم اوردم و خنده و روحیه مون عوض شد خلاصه .بابا تو قبرس ماشینها به سبک انگلیسیه و فرمون برعکسه در ضمن حواستون باشه نروید زیر ماشین مثل همسر من که میخواست از خیابان رد شه اونطرفو مثل ایران نگاه می کرد و یکبار شانس اورد نرفت زیر ماشین ههههههه..............................
و اما استانبول:
عروس شهر های دنیا ،تنگه بسفر ، پل بغاز ، مسجد ایاصوفیا ، میدان تقسیم ، قلعه گالاتای ، ........

روز اول که رسیدیم و رفتیم هتل شوک شدیم چون هتل ما 4 ستاره بود ولی در حد 2 ستاره هم نبود بعدا که هتل های دیگر را دیدیم متوجه شدیم سیستم ارزیابی هتل ها در استانبول خیلی ضعیفه بماند انتظار هتل 4 ستاره از هتل 4 ستاره نداشته باشین و در حد 2 ستاره انتظار داشته باشین .
خوب در استانبول یک روز رفتیم دیدار از مسجد ایاصوفیا البته قابل توجه ایرانیها که به تاریخ علاقمندند این مسجدهای زیاد ترکیه همه کلیسا بوده اند و بعد از تسلط عثمانیها همه تغییر کاربری شده اند به مسجد و به خاطر همین شکلشون با ساختار مساجد ما در ایران و کشورهای عربی متفاوت است .لوستر بسیار زیبا و سقف بسیار بلند مسجد سلطان احمد هم دیدنی است و موزه مسجد ایا صوفیا و ستونی که رومی ها فرستاده اند مربوط به زمان گلادیاتور ها و در میدانی نزدیک مسجد سلطان احمد جزو زیبایی های تاریخی بود که با شرح تاریخی اتفاقات ان زیبا تر هم میشد .





یک روز دیگر بازدید داشتیم از میدان تقسیم که به زبون خودشون تکسیم که از میدان یک خیابان استب نام تکسیم که ماشین رو نیست و همش سنگفرش و شیب دار به سمت پایین و بلندترین خیابان از این نوع در جهان است دوطرف این خیابان پر بار و رستوران و فروشگاه و از بالا که نگاه میکنی مردم همه پیاده در حال قدم زدن و خیلی زیباست مخصوصا دم غروب ......
جای دیگیری که خیلی باحال بود محله قدیمی استانبول که در اونجا یک بستنی فروشهایی بودند که دکه داشتند و با لباس محلی بستنی را با یک میله دور سرشون میچرخوندن بدون اینکه بستنی ها بریزه و خیلی جالب بود .در ضمن ناهار هم تو یک رستوران سنتی لب بازار خوردیم و همان جریان سینی مزه تو این رستوران استاد شد .اونجا پر بود از رستورانهای لب خیابونی که منو یاد ایتالیا میندازه البته من ایتالیا نرفتم و بابام خدا بیامرز رفته بود و من عکسهاشو دیده بودم .


خلاصه یک جای دیگه که رفتیم جاتون خالی یک عصر ساعت 6 رفتیم رو یک کروز (کشتی ) اونجا رفتیم به سمت تنگه بسفر و پل بغاز و قسمت اسیایی و اروپایی ترکیه رو دیدیمو و شام رو رو کشتی خوردیمو و موسیقی ایرانی و دی جی و برقص و بکوب و ......تا ساعت2 نصف شب و خیلی زیبا بود .



یک شب هم رفتیم رستوران شبهای ترک در استانبول که خیلی باحال بود و خواننده ای داشت که به همه کشور ها اهنگ خواند و کوبید و رقصید و..........
یکی از قشنگ ترین برنامه ها پارک ابی استانبوله که خیلی باحاله و اخرشه از دستش ندید.
مالها و خرید هم که به راهه و خیلی جالب بود .
خلاصه استانبول شهر زیبا و هوای مرطوب و واقع بر چند تپه (7) و کانالهای اب در بینشون و بسیار زیباپل های زیاد .ماشینهای اخرین سیستم شهرسازی قشنگ و امکانات و از همه مهمتر یواشکی بگم که خانمم نفهمه دختر های بسیار خوشگل مثل فرشته ...........
راستی نکته مهم اینکه مااین سفر رو خودمون پکیج قبرس و ترکیه کردیم و هیچکس با ما نبود مخصوصا تو قبرس تنها ایرانی بودیم در هتل ولی در ترکیه تو هتلمون یک عده ایرانی بودند که تو بعضی جاها باهاشون همسفر بودیم و در کل خودمون اوردر سفر را به اژانس دادیم .
امیدوارم
بدردتون خورده باشه بعضی قسمتهاش .نکته مهم و اصلیش اینه که عکسها همه کار
خودمه.......بزن کف و به افتخارش ههههههههههه......
تا سفرنامه کانادا درود و دو صد بدرود
reza